ذبيح الله صفا
1255
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
همچو جاده سر بدامان وطن * تا كه نگذارم نيايد خواب من جان اگر از محنت هجران برم * هديهء خاك ره جانان برم سوختى ما را بداغ اشتياق * آتشى در جانت افتد اى فراق از همان آتش كه خود افروختى * از همان آتش كه ما را سوختى از همان آتش كه چون شد شعلهبار * هفت دوزخ هست از وى يك شرار اى طريق مهر ناآموخته * بشنو اين پند از من دلسوخته صحبت ياران مكن زنهار ترك * ترك هم باشد حرام الا بمرگ جان فداى آن وفاسنجيده يار * كو بود در دوستيها ماندگار قدر هم اى دوستان دانستنى است * اين گرانمايه گهر بس جستنى است ( از : هدية الاحباب ) 94 - غنى كشميرى « 1 » ملا محمد طاهر كشميرى متخلص به « غنى » از شاعران پارسىگوى كشمير
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تذكرهء نصرآبادى ، ص 445 - 446 . * آتشكدهء آذر ، بمبئى ، ص 350 . * گنج سخن ، ج 3 ، ص 108 - 110 . * صحف ابراهيم ، خطى . * ديوان غنى كشميرى ، چاپ لكنهو 1845 ميلادى ، و مقدمهء آن . * نتايج الافكار ، ص 512 - 516 . * بهارستان سخن ، ص 519 - 532 . * فهرست ريو ، ج 2 ، ص 692 . * رياض الشعراء ، خطى و تذكرههاى ديگر مانند مرآة الخيال ، تذكرهء سرخوش و جز آنها .